تبليغاتX
موزه‌ی مشکوکستان
دفتر قتل هاي مشكوك
عمه خانم كه يه مدتي بود در جزاير بهشت در آسمون هفتم در كنا دخترش مارشنه و عمه خانمش به سر مي برد  و خبري ازش نبود يهو كله ش رو انداخت پايين اومد دمه در مشكوكستان

چند بار چپ چپ به در نگاه كرد  و گفت : اگه باز نشي يه چكش مي كوبم روت   

در تهديد شده طفلكي هم باز ميشه . و عمه خانم  ميره داخل مشكوكستان اوضاع ظاهريش كه خراب بود ( با موزيلا كه بهم ريخته نشونش ميداد ) اما انگار دور از چشم عمه خانم و دختر خاله ش و جلوي چشم مادربزرگه اوضاع باطنيش بد نبود !

عمه خانم به اطاق دريافت نامه هاي مشكوك ميره و برادر زاده ي سوميش ( فرشته ) رو مي بينه كه نشسته و يازده  دوازده تا نامه ريخته جلوش فرشته كه داره سرش رو مي خارونه به عمه خانم نگاه مي كنه يه لحظه  ذوق مي كنه بعدش كله ش رو مي ندازه پايين و به نامه ها نگاه مي كنه و سرش رو مي خارونه !

عمه خانم به طرف نامه ها ميره و با دقت همه رو مطالعه مي كنه  و در حالي كه يكم پر رنگ تر از گوجه فرنگي شده مياد توي سالن و بلند بلند داد ميزنه :

به به ، به به به به

مي بينم كه چشم من  و دختر خاله م رو دور ديدين و   عدس عدس مي كنين  اين مادربزرگه هم كه هيچي بهتون نميگه . اين كليد دفتر من كووووو ؟

كله ها كه از تو اطاق در اومده بود بيرون  صاحباش پيدا ميشن و همه از اطاقا ميان بيرون  و در دفتر عمه خانم به طرز مشكوكي خودش باز ميشه ، عمه خانم به در چپ چچپ نگاه مي كنه  :  كي به تو گفت باز شي ؟ 

در بسته ميشه 

 عمه خانم : كي به تو گفت بسته شي  

در باز ميشه

عمه خانم همينطور كه به در چپ چپ نگاه مي كنه ميره داخل  اطاق و به دار و رنده هاي روي ديوار يه لبخند مليح مي زنه و : برادر زاده هه ، آقاي دبير كل مريخي

برادر زاده هه مياد از در تو  ، عمه خانم بشنين   برادر زاده هه : نشستم 

عمه خانم : اا چطوري نشستي    برادر زاده هه : به طرز مشكوكي

عمه  خانم : آهان بله ، خيلي خب آقاي دبير كل به اين دانشمنداي مشكوكتون بگيد كه اينقدر سخنراني هاي مشكوكشون رو كتاب نكنن كه اين مشكوكستاني ها برن بخونن ياد بگيرن .

برادر زاده هه : ولي من نمي ...  عمه خانم حرف برادر زاده هه رو قطع مي كنه : مارشنه خيلي دوست داشت كه شما رو ببينه      برادر زاده هه : باشه به دانشمندا ميگم  

برادر زاده هه پا ميشه ميره و  عمه خانم پليدانه مي خنده :

عمه خانم دوباره داد ميزنه : پسر دايي ، پسره دايي ، پسره دايي سالي

پسر دايي هه مياد داخل اتاق كه البته اونم به طور مشكوكي روي صندلي ظاهر ميشه

عمه خانم : پسر دايي شما خيلي عدس دوست داري ؟   پسر دايي هه :  نه

عمه خانم : پسر دايي پس چرا شما اينقد عدس عدس ميكنين ؟   پسر دايي هه : خب تلفظ درست آداس رو مي گم

عمه خانم : پسر دايي مشق امشب 365  صفحه مي نويسين آداس به برادر زاده هه نشون ميدين .

پسر دايي هه : من نمي نو ... 

عمه خانم يه كارد خوشگل براق ميذاره رو ميز : اين رو از آسمون هفتم خريدم پسر دايي  ، مي خواين امتحانش كنم ؟

پسر دايي  به برقي كه كارد ميزنه نگاه مي كنه و با لبخند ميگه : نه عمه خانم من بايد برم 365 صفحه بنويسم آداس ، وقت ندارم  

عمه خانم : خوبه پس بعدا امتحانش مي كنيم

عمه خانم مادربزرگه رو صدا مي كنه و ماد بزرگه  چند دقيقه بعد كه صندليش رو  دنباله خودش مي كشيد اومد و  توي اطاق روي صندلي نشست .

عمه خانم : مادربزرگه شما دفتر آداس رو باز كرديد  مادربزرگه : معلومه نوه گلم

عمه خانم : مادربزرگه شما عمه اين ؟  مادربزرگه : نه نوه ي گلم

عمه خانم : مادربزرگ من به شما مجوز ميدم كه از اين به بعد هر قتلي كه خواستين انجام بدين

مادربزرگه پاشد كه بره  كه عمه خانم بهش گفت : مادربزرگه به برادر زاده اولي ( مهرناز ) بگين كه چي مي شد عمه نبودي ؟ ( آخه عمه ها رو نبايد كشت  يا تهديد كرد   )

مادربزرگه رفت و  عمه خانم قلم پر سبزش رو گذاشت روي كاغذ بزرگي  و قلم پر تندي يه چيزي نوشت  ، عمه خانم روي يه پرونده صورتي رنگ برچسب آداس رو زد و گذاشتش  توي پرونده هاي تموم شده . ساكش رو برداشت و به طرف در رفت ، 

عمه خانم بيرون از اطاق : بسته شو تا تب....  در محكم بسته ميشه

عمه خانم  محكم كاغذي رو به در مي چسبونه و با ساكش راه ميفته كه بره .

همه : كجا عمه خانم ؟

عمه خانم : دارم ميرم پيش مارشنه اون دنيا ، آخه هنوز دو روز ديگه مونده كه به اين دنيا بيام

عمه خانم ميره و همه به طرف نوشته بر مي گردن :

 

نكته ي شماره  نميدونم چند  دفتر قتل هاي مشكوكستان :

از اين به بعد هر كي به آداس بگه عدس  همچين شبيه عدس ميشه كه نفهمه چجوري شبيه عدس شده  عمه خانم و عمه هاي آداسي + مادربزرگه

--------------------------------------------------

همين خوب و خوش و سلامت و خش خشي و مشكوك و آداسي باشين ببخشيد كه زياد شد

به آداس هم نگين عدس  همين 

 

Template designed by MartianBoy. © 2006 Mashkookestan ® IT Center.