|
سلام به تمامی اعضای محترم خانواده ی مشکوک و خوانندگان عزیز.
نچ نچ! اینجا گرد و خاک که ازش گذشت! متروک شد رفت پی کارش...
ستونها رو باش...وای! درها رو باش! زمین رو باش... جای پای دایی جون هم تازه روی زمینه خیلی مشکوکه ...
خبر اولش اینکه این پست دقیقا مصادف شد با تولد مهشیدجون ، پس مهشید جون تولدت مبارک  
خبر دوم و خیلی خیلی خیلی بهتر اینکه من یادم رفت چی میخواستم اصلا بگم! 
راستی چرا هیچ کدومتون نمیاید اینجا پست بزنید؟ همتون اونجا شاکی شدید یکی بیاد بنویسه! تعارف دارید با هم؟؟ اینجوری پررو باشید 
خب خدا رو شکر که مادربزرگه حالش خوبه .. یه چند وقتی بستری بوده(آخه پست قبلی مشکوک میگفتش ها میخواست بره آسمان هفتم و این بند و بساط ها) ولی الان خیلی خیلی خوبه انقدر که میخواد منو هم خفه کنه همینطوری واسه مشکوکیت بیشتر
توی کامنتها هم که معلوم شده هیچکس غیر از خودتون رو تحویل نمیگیرید!  
خب دیگه به امید از تنبلی در اومدن تمام مشکوکستانی ها.........
مهرناز |